محاذی

لغت نامه دهخدا

محاذی. [ م ُ ] ( ع ص ) برابر شونده ( مشتق از حذو به معنی مقابل و روبرو و برابر کردن دو چیز است ). ( از غیاث ) ( آنندراج ). || مقابل و رویاروی. ( ناظم الاطباء ). مواجه. برابر. روبرو. رویاروی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): توپها را میان سنگر و میان گود جابه جا به تفاوت محاذی دروازه قلعه بسته از گلوله ها محافظت نمایند. ( مجمل التواریخ گلستانه ). لب، محاذی و رویاروی شدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - روبرو شونده. ۲ - مقابل، برابر.

فرهنگ عمید

مقابل، روبه رو، روبارو، برابر.

فرهنگ فارسی

مقابل، روبرو، روبارو، برابر
(اسم ) روبرو شونده. ۲ - ( تعبیر قیدی ) مقابل برابر: توپها را در میان سنگر و میان گود جابجا بتفاوت محاذی درواز. قلعه بسته و از گلوله ها محافظت نمایند.

جمله سازی با محاذی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون محاذی گشت با آن بیزبان چوب دستی کوفت بر چنگال آن

💡 محاذی آن دست دریا شیم از آن روی دیوار سر کرده نم

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز