مبل

مبل

مبل نوعی مبل است که معمولاً برای نشستن دو، سه یا حتی چهار نفر طراحی شده است. این ها به گونه‌ای ساخته می‌شوند که امکان لمیدن و استراحت دست‌ها، بازوها و کمر را فراهم کنند. اکثر آن ها دارای دسته‌هایی در دو طرف هستند که برای راحتی و قرارگیری دست‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. کاناپه‌ها معمولاً در فضاهایی مانند اتاق‌های نشیمن، اتاق تلویزیون، اتاق ناهارخوری و اتاق استراحت قرار می‌گیرند. ساختار آن‌ها می‌تواند چوبی یا فلزی باشد و روکش آن‌ها از جنس پارچه، چرم یا ترکیبی از هر دو تهیه می‌شود. همچنین، کاناپه‌ها در هتل‌ها، شرکت‌ها، برخی رستوران‌ها، اتاق‌های انتظار و گاهی در فروشگاه‌ها نیز به کار می‌روند. لازم به ذکر است که کاناپه‌ها به دو دسته سلطنتی و راحتی تقسیم می‌شوند. همان‌طور که از نام آن‌ها پیداست، کاناپه‌های راحتی از نظر آسایش بسیار بهتر از کاناپه‌های سلطنتی هستند. برای افزایش راحتی، می‌توانید از کوسن‌ها استفاده کنید تا بتوانید به راحتی لم دهید. امروزه کاناپه‌ها به امکانات جدیدی مجهز شده‌اند، از جمله مکانیزم‌های فلزی که امکان تبدیل کاناپه به تخت خواب یا میز ناهارخوری را فراهم می‌کنند. علاوه بر کاناپه، می‌توان از اکسسوری‌های آن مانند میز عسلی، میز جلو مبلی، انواع پوف‌های مراکشی، نیمکت یا بالشت و کوسن‌ها نیز بهره برد. این کار به ایجاد هماهنگی بیشتر در دکوراسیون داخلی و مبلمان کمک می‌کند.

لغت نامه دهخدا

مبل. [ م ُ ب ِل ل ] ( ع ص ) ( از «ب ل ل » ) ریزنده. ( غیاث ) ( آنندراج ):
چشمه شد چشم عسس ز اشک مبل
نی ز گفت خشک بل از بوی دل.مولوی.|| صحت یافته. ( غیاث ) ( آنندراج ). || ترکننده و اشکبار. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || یاری دهنده در هر کار که خواهند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مبل. [ م ِ ب َل ل ] ( ع ص ) ( از «ب ل ل » ) ثابت. ( اقرب الموارد ). خصم مبل؛ سخت ثابت در خصومت. ( منتهی الارب ). دشمن سخت ثابت در خصومت. ( ناظم الاطباء ).
مبل. [ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) اثاث البیت. کاچال. رخت. رخت خانه. ماعون. قماش خانه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). عموماً به تمام اشیاء منقولی که در خانه مورد استفاده قرار می گیرد و یا برای تزیین خانه به کار می رود و خصوصاً به چهارپایه های به نسبت بزرگی اطلاق کنندکه از چوب و فلز و فنرهای نرم سازند و با پارچه های خوشرنگ یا پوست یا پلاستیک و جز آن آنها را پوشانند تا براحتی بر آن بتوان نشست: ارباب ثروت درداشتن مبل همی با هم تفاضل میکنند و تفاخر مینمایند. ( المآثر و الاثار ص 113 ). دشک و بالش و درون مبلها هم از هوا پر شده بود. ( سایه روشن صادق هدایت ص 14 ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ فر. ] (اِ. ) نوعی صندلی راحت که معمولاً بزرگ و نرم و دسته دار است.
(مُ بِ ) [ ع. ابلال ] (اِفا. ) ۱ - ریزنده. ۲ - ترکننده. ۳ - اشکبار. ۴ - شفا یافته.

فرهنگ عمید

۱. نوعی صندلی یک یا چندنفرۀ راحتی دارای پایه و دسته های چوبی و تشک و پشتی نرم.
۲. اسباب خانه از قبیل میز، صندلی، نیمکت.
۱. ریزنده.
۲. تر کننده.
۳. اشک بار.

فرهنگ فارسی

اسباب خانه ازقبیل میزوصندلی ونیمکت باروپوش پارچه، وسایراشیائ چوبی
( اسم ) لوازم خانه مانند صندلی میز نیمکت و غیره اثاثه: ارباب ثروت در داشتن مبل همی با هم تفاضل میکنند و تفاخر مینمایند.
خصم مبل ثابت

جملاتی از کلمه مبل

معطی و مالش بدان دهد که نجوید وانکه بجوید ازوست مال مبلد
جامع این چهار قرآن است که محمد مبلغ آن است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم