فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - بخشیدن. ۲ - به عمل آوردن.
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - بخشیدن. ۲ - به عمل آوردن.
( مصدر ) ۱ - بخشیدن دادن ( در سخن از بزرگان باحترام استعمال شود ): عاطفت خسروانه ملتمس او را مبذول داشت. ۲ - انجام دادن بعمل آوردن: از کوششهایی که مبذول داشته اید سپاسگزاریم.
بخشیدن.
به عمل آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمره دوم: عبارت است از قرن دوازدهم تا چهاردهم هجری که در این دوره مؤلفین فرهنگ، توجه خود را در کارهای پژوهشی و نقد و بررسی مبذول داشتند و اینها فرهنگهای نمونهای و مثالی به نظر میرسند. نظیر این زمره فرهنگ رشیدی، سراج اللغه، بهارعجم، ۱۵ چراغ هدایت و مصطلحاتالشعرا بهشمار میآیند.
💡 زمره اول: عبارت است از قرن هفتم هجری تا قرن یازدهم هجری که درین دوره مؤلفین فرهنگ، بیشتر توجه خود را در جمعآوری واژههای زبان مبذول داشتند و سعی عمده آنان بر این بودهاست که هر فرهنگ نو در این دوره با فرهنگهای قبلی محتویات جدید رابرخوردار باشد. بهترین نظیر این زمره را در فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع میشود دید که بزرگترین تعداد لغات در این فرهنگها گنجانیده شدهاست.