لغت نامه دهخدا
ماهرانه. [ هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) استادانه. با زبردستی. بامهارت. و رجوع به ماهر شود.
ماهرانه. [ هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) استادانه. با زبردستی. بامهارت. و رجوع به ماهر شود.
۱. با مهارت.
۲. (قید ) از روی مهارت و استادی.
استادانه با مهارت:... که نکند سر تا پای قضی. آن یار و یک صحنه سازی ماهرانه برای بدام کشیدن من بوده است. در هر کاری ماهرانه اقدام میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این یشت، همچون یشتهای دیگر، تأثیر تلفیق ماهرانه میان اعتقادهای ایرانی قدیم پیش از زرتشت و عقاید زرتشتی را مییابیم (مانند بندهای ۲ و ۳ و ۶ و ۲۰ و ۲۱ و ۵۰ و ۵۱ و ۶۸ و ۷۳ و ۸۹ و ۹۰ و ۱۰۳ و ۱۱۵ و ۱۲۱ و ۱۲۲ و ۱۳۴ و ۱۳۷ تا ۱۳۹). مهر یشت از زمره یشتهای کهن و شاید قدیمیترین آنها باشد.
💡 ّهمچنین آلبوم کوارتت او با نام چلچله به دلیل شیوهٔ ماهرانهٔ او در کنکاش در موسیقی فولکلور مورد ستایش قرار گرفت.
💡 در محیط طوفانزای، ماهرانه در جنگ است ناخدای استبداد با خدای آزادی
💡 بارسلونا باشگاهی ورزشی-اجتماعی با هزاران عضو بوده که تیم فوتبال بارسلونا بخشی از آن است. تیم این باشگاه در لا لیگا بازی میکند و جزو سه تیمی است که هرگز به دستهٔ پایینتر سقوط نکردهاست. شهرت تاریخی تیم این باشگاه بهدلیل شیوه حملهای ماهرانه و جذابش بوده که تأکیدش را بر بازی باز قرار میدهد.