لپان

لغت نامه دهخدا

لپان. [ ل ِ ] ( ص ) مضی ٔ. فروزان چون آینه و تیغ و غیره. ( لغت نامه اسدی ). درخشنده و تابنده و به این معنی بجای حرف ثانی با «ی » حطی هم آمده است یعنی لیان. ( برهان ). و شعر ذیل فرخی را بعض لغت نامه ها برای لیان بشاهد آورده اند:
گردون ز برق تیغ چو آتش لپان لپان
کوه از غریو کوس چو کشتی نوان نوان.فرخی.

فرهنگ معین

(لِ ) (ص. ) درخشان، درخشنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) درخشان درخشنده: گردون ز برق تیغ چو آتش لپان لپان کوه از غریو کوس چو کشتی نوان نوان. ( فرخی. چا. د.۳۲ )

ویکی واژه

درخشان، درخشنده.

جمله سازی با لپان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صف پشت از چپ به راست: دیوید براون، لارل کلارک، مایکل اندرسن، ایلان رامون. صف جلو (از چپ به راست): ریک هازبند، کالپانا چاولا، ویلیام مک‌کول.

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز