لهبان

لغت نامه دهخدا

لهبان. [ ل َ ] ( ع ص ) سخت تشنه. ( مهذب الاسماء ). تشنه. ( منتهی الارب ). ج، لهاب.
لهبان. [ ل َ هََ ] ( ع اِ )سختی گرما. || شعله آتش. || روز گرم. || ( اِمص ) تشنگی. ( منتهی الارب ).
لهبان. [ ل َ هََ ] ( ع مص ) لهیب. لهاب.لَهب. لَهَب. زبانه زدن آتش بی دود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(لَ هَ ) [ ع. ] (اِمص. ) لهیب، زبانه زدن آتش.

فرهنگ عمید

تشنه.

ویکی واژه

لهیب، زبانه زدن آتش.

جمله سازی با لهبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمد از اعجاز کلام آیتی در حق این بولهبان تبتی

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز