لخلخ

لغت نامه دهخدا

لخلخ. [ ل َ ل َ ] ( ص ) بی گوشت. ضعیف. لاغر. ( جهانگیری ):
مفخر تبریزیان شاه جهان شمس دین
فربه و زفتت کند گرچه که تو لخلخی.مولوی.

فرهنگ معین

(لَ لَ ) (ص. ) لاغر، ضعیف.

فرهنگ عمید

ضعیف، ناتوان، لاغر.

جمله سازی با لخلخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست دستان صبا لخلخه را شورانید تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن

💡 یاسمن بزم تو را لخلخه سای نارون فرق تو را چتر گشای

💡 بر زمین سبزه‌ای به رنگ حریر لخلخه کرده از گلاب و عبیر

💡 مشک بید از جهت تحفه باغ کرده صد لخلخه از مشک ختن

💡 موی ترا از شمیم غالیه لطمه جسم ترا از نسیم لخلخه صدمه

💡 باغ را غالیه بندد به میان راغ را لخلخه آرد به کنار

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز