لبک

لغت نامه دهخدا

لبک. [ ل َ ] ( ع اِ ) چیز آمیخته. لبکة. ( منتهی الارب ). || ( مص ) آمیختن کار. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). || گرد آوردن اشکنه را جهت خوردن. || آمیختن پِسْت با انگبین و جز آن. ( منتهی الارب ).
لبک. [ ل َ ب ِ ] ( ع ص ) امر لبک؛ کار آمیخته و مشتبه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

امر لبک آمیخته و مشتبه

دانشنامه عمومی

لبک یک روستا در ایران است که در دهستان شوسف واقع شده است. لبک ۴۹ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با لبک

💡 طلبکار تواند اینجا نجومات کجا دانند از سرّ علومات

💡 این سخن ز استفت قلبک جو نشان تا بدانی علم عارف را بیان

💡 گر طلبکار خدایید و ندارید انکار از سر صدق بیایید که تا بنماییم

💡 طلبکار است جان در تن طلبکار نمایش بیشکی اینجای دیدار

💡 طلبکار آمدیم از جوهر اصل که اینجایست بیشک جوهر وصل

💡 آن را که از محیط طلبکار گوهر است هر موج همچو کوه بدخشان مبارک است

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز