لغت نامه دهخدا
لامذهب. [ م َ هََ ] ( ع ص مرکب ) بی دین. ملحد. و در اصطلاح عامه، آنکه به صراطی مستقیم نباشد.
لامذهب. [ م َ هََ ] ( ع ص مرکب ) بی دین. ملحد. و در اصطلاح عامه، آنکه به صراطی مستقیم نباشد.
(مَ هَ ) [ ع. ] (ص مر. ) بی دین، ملحد.
بی دین، بی ایمان.
بی دین، بی ایمان
بی دین ملحد.یالامذهبی. بیدینی الحاد.
بی دین. ملحد
بی دین، ملحد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون این سخن سرود یقین شد مرا که او لامذهبی پلید و بلیدی است نابلد
💡 به جز از چند صاحب منصب وآن وزبر و وکیل لامذهب
💡 آه ز لا قیدی و لامذهبی داد ز بیدینی و بیمشربی
💡 لامذهبی اسباب خرابی جهانست با ترک صمد باز پرستش ز صنم به
💡 دزدان بیابانی قهری نبُدند خودکامه و لامذهب و دهری نبُدند