لغت نامه دهخدا
قیچ. ( اِ ) درختچه ای است که در بیابانهای خراسان وکرمان و یزد و اطراف کرج وجود دارد. در بعضی کتابهانام گُواج برای آن ذکر گشته است. ( درختان جنگلی ایران تألیف ساعی چ دانشگاه ص 156 ). رجوع به غیچ شود.
قیچ. ( اِ ) درختچه ای است که در بیابانهای خراسان وکرمان و یزد و اطراف کرج وجود دارد. در بعضی کتابهانام گُواج برای آن ذکر گشته است. ( درختان جنگلی ایران تألیف ساعی چ دانشگاه ص 156 ). رجوع به غیچ شود.
( اسم ) گواچ.
{Zygophyllum} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از قیچیان یکسالۀ علفی یا چندسالۀ بوته ای با حدود 50 گونه که در نواحی خشک و نیمه خشک افریقا و مدیترانه و آسیای میانه و استرالیا می رویند؛ شاخه های آنها گوشتی و بدون کرک و برگ هایشان اغلب متقابل و ساده و معمولاً دمبرگ...
قیچ ( Zygophyllum ) سرده ای از قیچیان یک سالهٔ علفی یا چندسالهٔ بوته ای است با حدود ۵۰ گونه که در نواحی خشک و نیمه خشک آفریقا و مدیترانه و آسیای میانه و استرالیا می رویند.
شاخه های آن ها گوشتی و بدون کرک و برگ هایشان اغلب متقابل و ساده و معمولاً دمبرگ دار یا بدون دمبرگ و گوشتی است.
گیاهان متعلق به جنس Zygophyllum از تیرۀ اسفند. این گیاهان، پایا، علفی یا چوبی اند و برگ های متقابل و گوشتی و گل های محوری پنج پر و میوۀ زاویه دار یا باله دار دارند. از این جنس، نُه گونه علفی و درختچه ای در نقاط مختلف ایران می روید.
سردهای از قیچیان یکسالۀ علفی یا چندسالۀ بوتهای با حدود ۵0 گونه که در نواحی خشک و نیمهخشک افریقا و مدیترانه و آسیای میانه و استرالیا میرویند؛ شاخههای آنها گوشتی و بدون کرک و برگهایشان اغلب متقابل و ساده و معمولاً دمبرگدار یا بدون دمبرگ و گوشتی و بدون کرک است؛ گلهای آنها منفرد و جانبی و معمولاً دُمگلدار با یک مرکز سبز و حاشیۀ غشایی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ماه قیچاقی شب است از سر بِنِهْ بَغطاق را بگشای بند یَلمه و در بند کن قبچاق را
💡 برای ساختن شکلهای کاغذی تنها وسیله مورداحتیاج کاغذ است. در بعضی موارد از قیچی هم استفاده میشود.
💡 اگر برای یک بازیکن تعدادی راهبرد گسسته وجود داشته باشد، مجموعه راهبرد این بازیکن متناهی است. به عنوان نمونه در بازی سنگ، کاغذ، قیچی، هر بازیکن مجموعه راهبرد متناهی {سنگ، کاغذ، قیچی} را دارد.
💡 کوین که خانه دوستش بوده و از هیچ چیز خبر ندارد بیمحابا از خیابان رد میشود. جیم که حسابی ناراحت شده و قصد بازگشت به خانه کیم را دارد با اتومبیل و با سرعت از خیابان رد میشود. ادوارد که تمام اینها را دیده روی کوین میپرد و او را نجات میدهد، هرچند که به خاطر قیچیهای دستش او را زخمی میکند.
💡 زلف کر نیلیر ازی بیشتر مزن قیچی که واز مثل پیشتر نِمْتَنی چرخ مُو رَ چِنْبَرْ کِنِی
💡 از کتاب و قلم و قیچی و چاقو و دوات هر چه دارم به تو خواهم داد ای شوخ پسر