واژه «قُلوه» در زبان فارسی به معنای کلیه یا یکی از اندامهای اصلی بدن انسان و جانوران است که وظیفه تصفیه خون و دفع مواد زائد از بدن را بر عهده دارد. این عضو حیاتی در دستگاه دفع ادرار نقش مهمی ایفا میکند و به تنظیم تعادل آب، املاح و مواد شیمیایی در بدن کمک مینماید. هر انسان به طور معمول دارای دو قلوه یا کلیه است که در دو طرف ستون فقرات و در ناحیه پشت بدن قرار گرفتهاند. این اندامها با همکاری یکدیگر خون را تصفیه کرده و مواد سمی و اضافی را از طریق تولید ادرار از بدن خارج میکنند. در متون قدیمی فارسی، واژه قلوه علاوه بر معنای پزشکی، گاهی به قطعهای از گوشت نرم و خاص نیز اشاره داشته است که معمولاً در آشپزی مورد استفاده قرار میگرفت. این واژه در فرهنگهای لغت به عنوان یکی از اعضای مهم بدن و نیز بخشی از احشاء حیوانات معرفی شده است. از نظر زیستی، قلوهها نقش اساسی در حفظ سلامت بدن و جلوگیری از تجمع مواد مضر دارند و عملکرد صحیح آنها برای ادامه حیات ضروری است. در صورت اختلال در عملکرد این عضو، تعادل داخلی بدن دچار مشکل شده و بیماریهای جدی ایجاد میشود. بنابراین، قلوه نه تنها یک عضو ساده، بلکه یکی از ارکان حیاتی سیستم دفعی بدن به شمار میرود. در نتیجه، این کلمه به عضو مهمی از بدن گفته میشود که وظیفه تصفیه خون، دفع مواد زائد و حفظ تعادل داخلی بدن را بر عهده دارد و در زبان عامیانه و علمی به کلیه نیز شناخته میشود.
قلوه
لغت نامه دهخدا
( قلوة ) قلوة. [ ق ِل ْ وَ ] ( ع ص ) ستور که صاحب خودرا از همه پیش برد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قلوه. [ ق ُل ْ وَ / وِ ] ( اِ ) کلوه. کلیه. گُرده. یکی از دو غده بزرگی که بر دو طرف پهلوی انسان و حیوان است و از آن شاش تولید میشود. نام فارسی آن گرده است. این لفظ مبدل از لفظ کلیه عربی است. ( فرهنگ نظام ).
- قلوه سنگ؛ رجوع به این کلمه شود.
- قلوه کن شدن جامه؛ پاره شدن آن به اندازه قلوه.
- امثال:
دل دادن و قلوه گرفتن؛بانهایت عشق و علاقه به سخنان یکدیگر گوش دادن. مات سخنان هم شدن.
فرهنگ معین
(قُ وِ ) (اِ. ) کلیه.
فرهنگ عمید
= کلیه koliye
فرهنگ فارسی
کلیه، هریک ازکلیتین، گرده، به عربی کلوه هم گویند
( اسم ) کلیه.
ستور که صاحب خود را از همه پیش برد
دانشنامه عمومی
قلوه (غذا). قلوه ( انگلیسی: Kidney ) حیوانات از فراورده های فرعی هستند که به طور متداول مورد مصرف قرار می گیرند. قلوه ها می توانند به صورت گریل شده، تفت داده شده، برشته کردن یا تفت آب پزی جهت مصرف پخته شوند. از آنها می توان در غذاهای کسرول، خورش ها و پای استفاده کرد. در پخت وپز، به طور معمول از قلوه های گاو، گوساله، بره و خوک استفاده می کنند. همچنین در پخت وپز از قلوه های مرغ استفاده می کنند ولی قلوه ماکیان بسیار کوچک هستند وبه طور کلی به عنوان یک خوراکی مجزا در نظر گرفته نمی شوند. در بین آشپزها، قلوه گوساله بیشتر مد نظر قرار می گیرد.
ویکی واژه
کلیه.
جمله سازی با قلوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هَگیس، غذای سنتی اسکاتلندیها که با دل و قلوه چرخ شده گوسفند و پیاز و ادویه تهیه میشود، دامن مردانه موسوم به کیلت، لهجه محلی و موسیقی و هنر اسکاتلندی بهطور عام از ویژگیهای فرهنگی متمایز در اسکاتلند است. موسیقی محلی بیشتر با نیانبان نواخته میشود و آبجو و ویسکی از اصلیترین نوشیدنیهای الکلی در اسکاتلند هستند.