قصیل. [ ق َ ] ( ع اِ )آنچه سبز بریده شود از کشت. ( منتهی الارب ). علف جو که سبز بریده شود برای چارپایان، و آن را قصیل نامند زیرا که از سستی به زودی بریده و قطع میشود، و فقیهان زرع را قبل از ادراک قصیل نامند به طور مجاز. ( اقرب الموارد از المعرب ). عوام، در قم و اطراف آن را خصیل گویند. || جماعت و گروه. ( منتهی الارب ).
(قَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - هرآنچه از کشت مانند بوتة جو که سبز آن درو شود برای خوراک چهارپایان. ۲ - جماعت، گروه.
۱. بوتۀ جو نارس که درو کنند و به چهارپایان دهند.
۲. آنچه از کشت سبز بریده می شود.
آنچه سبزبریده شودازکشت، خوید، بوته جوکه پیش ازرسیدن دروشودوبه چهارپایان دهند
اسم ) ۱ - آنچه سبز بریده شود از کشت خوید ۲ - بوته جو نارس که خوراک چارپایان است ۳ - جماعت گروه.
هرآنچه از کشت مانند بوتة جو که سبز آن درو شود برای خوراک چهارپایان.
جماعت، گروه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر سر جملها بدانسته شرح و تقصیل آن توانسته
💡 ظاهر گردد تو را به تقصیل این راز که گفته شد به اجمال
💡 در هوا بر داشت آن بند قصیل اشتر بختی سبک بیقال و قیل