تفتیش کردن

لغت نامه دهخدا

تفتیش کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) واپژوهیدن. کاویدن سخن و زمین و جز آن. تجسس. پی جویی:
هین روش برگیر و ترک ریش کن
در فنا و نیستی تفتیش کن.مولوی.کرا غم تخلیص من باشد و تفتیش حال من کند. ( گلستان ).
آشفته شو که کاکل و زلف پری رخان
تفتیش حال زار ترا موبمو کنند.محمدرضا خان ساری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نیک جستجوکردن کاویدن تفحص کردن بازرسی کردن.

جمله سازی با تفتیش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماده چهارم: در هنگام بروز بیماری تفتیش صحی مختار است به ضدعفونی کردن طویله، جداسازی حیوانات، کشتن و دفع حیوانات بیمار …

💡 تا اواخر قرن چهاردهم میلادی تفتیش عقاید به شدت صورت می‌گرفت و دولت اسپانیا سیاست مسیحی کردن افراد مسلمان و یهودی اسپانیا را در پیش گرفته بود و سعی در مسیحی کردن اسپانیایی که در آن زمان اقلیت بزرگی مسلمان داشت را در پیش گرفته بود همچنین لواط مجازات مرگ را به همراه داشت که توسط دولت سانسور می‌شدند.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز