قدر قدرت

لغت نامه دهخدا

قدرقدرت. [ ق َ دَ ق ُ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است: اعلیحضرت قدرقدرت.

فرهنگ معین

(قَ دَ. قُ رَ ) [ ازع. ] (ص مر. ) آن که قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است. (برای شاهان آورده می شود ).

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] قادر و توانا.
۲. آن که قدرتی برابر قضاوقدر دارد.

فرهنگ فارسی

قادروتوانا، آنکه قدرتی برابرقدرت قضاوقدردارد
( صفت ) آنکه قدرتش برابر قضا و قدر است ( برای شاهان آورده می شود ): اعلی حضرت قدر قدرت.

ویکی واژه

(برای شاهان آورده می‌شود)
آن که قدرتش برابر قدرت قضا و قدر

جمله سازی با قدر قدرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهی رای قضا تدبیرت از حزم قدر قدرت بلاد عدل را عامل بنای ملک را بانی

💡 ما و من گفتن هم از امرت بخاست ورنه ما را این قدر قدرت کجاست

💡 ستاره جیش قضا حمله و قدر قدرت سپهر بخشش دریا نوال کوه وقار

💡 زمانه فعل و زمین حلم و آسمان جنبش قضا نفاذ و قدر قدرت و ستاره توان

💡 سخن به پایهٔ قدرت نمی‌رسد ورنه به قدر قدرت و قوت نمی‌کنم تقصیر

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز