لغت نامه دهخدا
قارقار. ( اِ صوت ) نعب. نعیب. حکایت صوت کلاغ. آوای کلاغ. اسم آواز کلاغ. || ( اِ ) در زبان کودکان کلاغ.
قارقار. ( اِ صوت ) نعب. نعیب. حکایت صوت کلاغ. آوای کلاغ. اسم آواز کلاغ. || ( اِ ) در زبان کودکان کلاغ.
بانگ کلاغ، صدای کلاغ.
* قارقار کردن:
۱. بانگ کردن کلاغ.
۲. [عامیانه، مجاز] سروصدا کردن.
نعب نعیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلعه آسکران نیز در ساحل راست و چپ رود قارقار وقع و از سنگ رودخانه ساخته شده است. قلعه ساحل راست دارای برج و دیوارهای دولایه است. ضخامت دیوار ۲ تا ۳ متر است.
💡 قارقار، کمره کهریزی، سیکمر کهریزی، میان کهریز، کهک یا کالانا که خشک شده، ازنا و کهریزی