فیمابین

لغت نامه دهخدا

فیمابین. [ ب َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: فی + ما + بین ) آنچه در میان است.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع. ] (ق مر. ) در میان، دربین.

فرهنگ عمید

دربین، درمیان.

فرهنگ فارسی

دربین، درمیان
مرکب از فی ما بین آنچه در میان است.
در میان در بین: سکوتی عمیق فی ما بین آنان حکفرما شد.

جمله سازی با فیمابین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاضئی کو که علی نصب العین حکم تفریق دهد فیمابین

💡 این نقل ها چه چیز است، من کی از شما جدا بوده ام؛ مگر تازه شما از من سوا شده اید؛ این طور عهد و پیمان و حلف و ایمان در چه عهد و چه زمان فیمابین من و شما بوده؟ الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم. شما را چه شده مرا چه افتاده؟ عهد همان است که در عهد الست بسته ایم. مخدوم من حاشا نباشد، از این پیغام شما معلوم عالم شد که عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم. والسلام

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز