فضیحت

لغت نامه دهخدا

فضیحت. [ ف َ ح َ ] ( ع مص ) فضیحة. رسوا کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || ( اِمص ) آشکاری عیب کسی. ( از اقرب الموارد ). رسوایی و بدنامی. ج، فضائح. ( فرهنگ فارسی معین ): و هرآینه در معرض فضیحت عامه افتد. ( کلیله و دمنه ). فضیحت خویش بدید. ( کلیله و دمنه ).
که فضیحت بود بروز شمار
بنده آزاد و خواجه در زنجیر.سعدی.
فضیحة. [ ف َ ح َ ] ( ع اِمص ) رسوایی. ( منتهی الارب ). رجوع به فضیحت شود.

فرهنگ معین

(فَ حَ ) [ ع. فضیحة ] (اِمص. ) ۱ - عیب. ۲ - رسوایی، بدنامی، ج. فضائح.

فرهنگ عمید

عیب، رسوایی، بدنامی.

فرهنگ فارسی

عیب، رسوایی وبدنامی
( اسم ) ۱ - عیب ۲ - رسوایی بدنامی جمع: فضائح ( فضایح ).

ویکی واژه

عیب.
رسوایی، بدنامی؛
فضائح.

جمله سازی با فضیحت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بترک وصلت او گیر کز فضیحت او بسیط خاک پر از گفتگو شود ناگاه

💡 ز آنکه خود در فضیحت آرد و بس هر که گوید جواب شعر مرا

💡 از کار مرید بلکه از طریق سالکان این مذهب آنست که رفق زنان قبول نکنند فَکَیْفَ که جهد کنند تا رِفْق ایشان بدیشان رسد که پیران برین جمله رفته اند و وصیّت بدین کرده اند، هرکس که وصیّت ایشان خرد دارد زود بود که در آن فضیحت شود.

💡 تخم نادر در فضیحت کاشتی در جهان تو مصحفی نگذاشتی

💡 اوحدی در کشد از دست تو دامن روزی کین فضیحت به سر او تو کشیدی، ای دل

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز