فریه

فریه

کلمه‌ی «فریه» در فارسی به معنای دشنام، ناسزا یا سخن ناپسند و آزاردهنده است. این واژه در متون ادبی و تاریخی برای اشاره به کلمات توهین‌آمیز یا سخنان ناپسند که موجب رنجش و ناراحتی می‌شوند به کار رفته است. «فریه» می‌تواند شامل تهمت، ناسزاگویی، سرزنش یا سخنان ناپسند در مجادله‌ها و نزاع‌ها باشد و اغلب بار معنایی منفی و هشدارآمیز دارد. در ادبیات کهن، شاعرها و نویسندگان از «فریه» برای توصیف گفتار ناپسند و آثار مخرب آن بر شخصیت و جامعه بهره می‌بردند. این واژه در مکالمات روزمره کمتر شنیده می‌شود، اما در متون کلاسیک و اشعار قدیمی جایگاه مشخصی دارد و هشداری اخلاقی و اجتماعی نیز محسوب می‌شود. همچنین «فریه» نشان‌دهنده‌ی پیامدهای گفتار ناپسند و اهمیت رعایت ادب و اخلاق در سخن گفتن است.

لغت نامه دهخدا

( فریة ) فریة. [ ف ِرْ ی َ ] ( ع اِ ) دروغ و بهتان. ( برهان ). دروغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فریة. [ ف َرْ ی َ ] ( ع مص ) یک بار شیر دوشیدن. ( منتهی الارب ).
فریة. [ ف َرْ ی َ ] ( ع اِ ) دلو بزرگ فراخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فریه. [ ف َرْ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) نفرین. ( برهان ) ( فرهنگ اسدی ):
زه ای کسایی، احسنت، گوی و چونین گوی
به سفلگان بر فریه کن و فراوان کن.کسایی.دزدی طرار ببردت ز راه
فریه بر آن خائن طرار کن.ناصرخسرو.منگر سوی آنکسی که زبانش
جز خرافات و فریه ندراید.ناصرخسرو.بهره تو آفرین باشد ز سعد مشتری
قسم خصم از نحس کیوان فریه و نفرین بود.امیرمعزی.باز در هزل چون گشایم از آن بار
فریه کنم بر عدوی جاه تو ایثار.سوزنی.
فریه. [ ف َ ] ( اِ ) نفرین و لعنت. ( فرهنگ فارسی معین ):
همی کرد بر رهنمایش فریه
چوره را رها کرد و آمد بدیه.فردوسی.
فریه. [ ف ِرْ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) لعنت. ( برهان ) ( فرهنگ اسدی ) ( صحاح الفرس ). گویند: فریه خدای به شیطان؛ یعنی لعنت خدای به شیطان. ( برهان ).
- فریه گر. رجوع به مدخل فریه گر شود.

فرهنگ معین

(فِ رْ یَ ) [ ع. ] (اِ. ) دروغ، بهتان.
(فَ رِ یِ ) (اِ. ) نفرین، لعنت.

فرهنگ عمید

نفرین، لعنت: بهرۀ تو آفرین می شد ز سعد مشتری / رقم خصم از نحس کیوان فریه و نفرین بُوَد (فرخی: ۴۵۱ ).
دروغ، افترا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دروغ بهتان افترا: منگر سوی آن کسی که زبانش جز خرافات و فریه ندراید ٠
دلو بزرگ فراخ

دانشنامه آزاد فارسی

فِرِیه (feriae)
در روم باستان، روزها یا جشنواره های مقدس. در این روزها امور سیاسی و قانون گذاری تعطیل بود، و بردگان از کار معاف بودند. در طی سال، علاوه بر روزهایی که سالانه مشخص، و جشنواره هایی که به هنگام خطر یا پیروزی برگزار می شدند، چندین فریه وجود داشت. علاوه بر جشنواره های عمومی، خانواده ها نیز جشنواره های خصوصی به مناسبت های خاص برگزار می کردند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فِریه به معنی بهتان و تهمت می باشد.
فریه در لغت به معنای افترا، بدگویی و تهمت آمده است.
در فقه
لیکن در کلمات فقها بیشتر در خصوص افترا به زنا و لواط به کار رفته است که در اصطلاح، « قذف » نامیده می شود.

ویکی واژه

دروغ، بهتان.
نفرین، لعنت.

جمله سازی با فریه

💡 به فریه‌گویی‌کاین رنج مر فلان را بود به شیر خر شد بهمان پزشک چاره سگال

💡 غیر از فریب و فریه وبهتان دگر مجوی کس راستی ندیده جز از خیزران به فارس

💡 بهره تو آفرین می شد زسعد مشتری رقم خصم از نحس کیوان فریه و نفرین بود

💡 ای فرومایه و در کون هل و بی شرم و خبیث آفریده شده از فریه و سردی و سنه

هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز