فراگرد

لغت نامه دهخدا

فراگرد. [ ف َ گ َ ] ( اِخ ) دریای بزرگی که بر گرد عالم میگردد و به جهت احاطه بر دور کره خاک به عربی آن رامحیط گویند و مملکت چین قریب به آن دریاست. ( انجمن آرا ). منظور مؤلف انجمن آرا روشن نیست و این نام درمأخذ دیگری دیده نشد. گمان میرود که این مطالب مبتنی بر بی خبری مؤلف مزبور از جغرافیای عالم است و وی اقیانوس هند را محیط بر خشکی های عالم دانسته است.

فرهنگ فارسی

دریای بزرگی که بر گرد عالم می گردد و به جهت احاطه بر دور کره خاک به عربی آن را محیط گویند.

فرهنگستان زبان و ادب

{roamer} [مهندسی مخابرات] شخصی که از محدودۀ اشتراک خود خارج شود و از خدمات تلفن همراه شبکه ای دیگر استفاده کند

ویکی واژه

شخصی که از محدودۀ اشتراک خود خارج شود و از خدمات تلفن همراه شبکه‏ای دیگر استفاده کند.

جمله سازی با فراگرد

💡 مدیریت به فراگرد به‌کارگیری کارامد و اثربخش منابع مادی و انسانی زیر نظام ارزشی پذیرفته شده آن جامعه با عنایت به اصولی چون برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل و نظارت بر اساس هدف‌های از پیش تعیین شده گفته می‌شود.

💡 افراگردن، روستایی است از توابع بخش بندپی شرقی شهرستان بابل در استان مازندران ایران.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز