فرا آوردن

لغت نامه دهخدا

( فراآوردن ) فراآوردن. [ ف َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) فرآوردن. حاصل کردن. ساختن. رجوع به فرا شود.

فرهنگ معین

( فرا آوردن ) ( ~. وَ یا وُ دَ ) (مص م. ) ۱ - به دست آوردن. ۲ - ساختن.

فرهنگ عمید

( فراآوردن ) حاصل کردن، ساختن.

فرهنگ فارسی

( فرا آوردن ) ( مصدر ) حاصل کردن فرا آوردن.

ویکی واژه

به دست آوردن.
ساختن.

جمله سازی با فرا آوردن

💡 وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، و از نشانهای اوست آفرینش آسمانها و زمینها، وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ، و آنچه در آن هر دو بپراکند از جنبنده وَ هُوَ عَلی‌ جَمْعِهِمْ، و او بر هم فرا آوردن ایشان، إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ (۲۹) هر گه که خواهد توانا است.