غنیمت

غنیمت

غنیمت یعنی مزیت، سود و فایده که این می تواند در تمام زندگی بشر اعم از مالی، اجتماعی، روحی یا فرهنگی باشد و در اصطلاحات فقه نظامی عبارت است از چیزی که مسلمانان در میدان جنگ و پیروزی به دست آورده‌اند غنیمت طبق شرایطی یا بین رزمندگان تقسیم می‌شود یا در مصالح عموم مسلمانان مصرف می‌شود.

نمونه ضرب المثل: مویی از خرس کندن غنیمت است، این درباره افراد خسیس و بخیل به کار می رود چون که حتی اگر یک چیز کوچکی هم از آنها به انسان برسد، غنیمت است.

لغت نامه دهخدا

غنیمت. اموالی که مسلمانان در جهاد با کفار حربی به دست آورند. مال و خواسته که از دشمن گرفته شود.  
در شرح تبصره علامه درباره غنایم و تقسیم آنها چنین آمده است: از همه غنایمی که از شهرهای مشرکان به دست می آید چیزهایی استثنا و خارج می شوند بقرار زیر: 1- چیزی که امام ( ع ) آن را شرط کرده است، مانند قراردادها برای راهنمایی لشکر یا برای حمل و حفظ غنیمت و مانند آنها. 2- رضخ، یعنی عطا و بخششی که امام به کسانی که صاحب سهم از غنایم نیستند می کند، مانند زن و بنده و کافر که کمک و خدمتی کرده باشند، ولی مقدار این عطا کمتر از سهم صاحبان سهم است. 3- اجرت و مزد برای اشخاصی از قبیل آهنگر و نجار و آشپز و مانند آنان. 4- چیزی که امام آن را برای خود می گزیند. پس از اخراج آنها، بازمانده پنج بخش می شود، یک پنجم سهم امام است، و چهار پنجم آن اگر از چیزهای منقول و محول است به جنگجویان و اشخاصی که در میدان جنگ حاضر بوده اند اگرچه مقاتله و جنگ نکرده باشند حتی کودکان جنگجویان، اختصاص دارد. و تقسیم آن چنین است: برای پیاده یک سهم، برای سوار دو سهم، برای سواری که صاحب سه اسب و بیشتر است سه سهم داده می شود. 

فرهنگ فارسی

آنچه که درجنگ بزور از دشمن گرفته شود آنچه که بی رنج و زحمت بدست آید
( اسم ) ۱ - مالی که مسلمانان در جهاد با کفار حربی به دست آورند مال و خواسته ای که از دشمن گرفته شود. توضیح همه چیزهای که از دشمن گرفته شود و آن اعم است از اسیران و زنان و بچگان و زمین ها و اموال منقول که در جنگ به زور از خصم گیرند. بنا به معمول مسلمانان یک پنجم این ها بخدا تعلق داشت و به پنج حصه متساوی میان حضرت رسول ع و نزدیکان او ( یعنی اهل بیت وی ) یتیمان و بینوایان و ابن السبیل تقسیم می شد. راه و رسم اولیه تقسیم چهار پنجم غنیمت ( باستثنای خمس ) میان فاتحان اندکی تغییر یافت. ۲ - چیزی که بیرنج و تعب به دست آید مفت

دانشنامه آزاد فارسی

غَنیمت
مالی که از مشرکان قبل از پایان جنگ به دست می آید. دربرابر فَیء، که پس از اتمام جنگ است. در معنای عام تر، بر هر فایده ای که عاید آدمی شود، چه با به کاربستن سرمایه یا بدون آن، غنیمت گفته می شود. در یک معنای دیگر به مالی که بدون سپردن سرمایه عایدشده غنیمت گویند، که بر دو گونه است: مال هایی که در جنگ با سلاح و زور و پیروزی به دست آمده است، و مال های غیر آن، نظیر عایدات معادن و گنج ها. در شیعه، غنیمت عموماً متعلق خمس است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] غنیمت به معنی فیی ء و مالی است که عاید شخص می شود.
غنیمت در باب خمس
در باب خمس، غنیمت به شرح زیر تعریف شده است: فایده ای که به دست آید، خواه بر اثر به کار بردن مالی باشد، مانند آنکه آن را در تجارت به کار می رود و سودی عایدش می گردد، و یا اینکه به علت داشتن حرفه و صنعتی باشد و مانند اینها پس از جداکردن مخارج اولیّه از قبیل رضخ، جعایل، فضایل، نفل و مخارج تقسیم و نگهداری، خمس آن جدا شده و بقیه اگر اموال منقول باشد، بین رزمندگان تقسیم می شود. و اگر اموال غیر منقول باشد مانند زمین و...، تحت نظارت امام قرار گرفته و در مصالح عموم مسلمانان مصرف می شود. 
 

جملاتی از کلمه غنیمت

«بالأخره ما به آخرین روستا در ارمنستان رسیدیم. کدخدای این روستا گفت در اینجا سالانه هفده کره اسب پرورش داده می‌شود که همگی ازآن شاه هخامنشی است. اسبان ارمنستان از اسب‌های پارسی کوچک‌تر اما چالاک‌تر و مقاوم ترند. ما نیز چند اسب را، که به پایشان راکت[پانویس ۱۴] بسته شده بود، به غنیمت بردیم.»
به ساحل نشستن غنیمت شمار چو در بحر رفتی به طوفان سپار
پاسدارها دارایی‌های زندانیان اعدام‌شده را به عنوان غنیمت برمی‌داشتند.
به آب تیغ تر سازد گلو را تر زبانی ها غنیمت دان درین دریا چو ماهی بی زبانی را
فرصت غنیمت است، به دست دعا بشوی داغ سیه گلیمی خود را به آب صبح
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم