غفلتا
مترادفها
ناگهان، بیخبر، ناگهانی
متضادها
آگاهانه، دانسته، عمدی
فرهنگ معین
( غفلتاً ) (غِ لَ تَ نْ ) [ ع. غفلتةً ] (ق. ) ناگهان، بی خبر.
فرهنگ عمید
۱. غافلانه.
۲. بدون تٲمل، به ناگاه.
جمله سازی با غفلتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه در غفلتاند و عین تقلید دگر در وحشتند و دید نادید
💡 گهم قرباغه می سائید بر پای گهم پی غفلتا می رفت از جای
💡 او در میان شلوغی بازار غفلتا به شخصی برخورد که سالها بود از او خبری نداشت و اکنون با لبخندی بسیار گرم به استقبالش رفت.
💡 وقتی داشتم در کتابخانه مشغول مطالعه کتابهای قدیمی بودم، غفلتا متوجه شدم که تمام وقت از دست رفته و خورشید در حال غروب کردن است.
💡 در حین پیادهروی در مسیر کوهستانی، او غفلتا پایش بلغزید و نزدیک بود که به دلیل وجود سنگهای لغزنده، سقوطی بسیار خطرناک را تجربه کند.