علی الدوام

لغت نامه دهخدا

علی الدوام. [ ع َ لَدْ دَ ] ( ع ق مرکب ) همیشه. پیوسته. همواره. دائماً. مدام. ( ناظم الاطباء ). یک ریز. یک بند. بردوام: آبهای روان علی الدوام در مرغزارهای او [ جوی مولیان ]... ( تاریخ بخارا ص 33 ). سی وسه سال بنشست علی الدوام، دامن شب بگریبان روز بست وتصانیف مکر و حیل زنان نبشت. ( سندبادنامه ص 266 ).
از ازل تا ابد ز مستی عشق
بی قراری علی الدوام بود.عطار.

فرهنگ معین

(عَ لَ. دَُ ) [ ازع. ] (ق مر. ) همیشه، پیوسته.

فرهنگ عمید

پیوسته، همیشه، همواره.

فرهنگ فارسی

همیشه پیوسته همواره دائما مدام

ویکی واژه

همیشه، پیوسته.

جمله سازی با علی الدوام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آری چو رفت همنفس بلبلی ز باغ دام است آشیانه به چشمش علی الدوام

💡 گفتم من گدای تو خاک در سرای تو میدهدم ندای تو فیض علی الدوام دل

💡 به چشم مردم این مملکت نباشد آب و گرنه گریه برایت علی الدوام کنند

💡 در آن برات که فرمودیم بخازن جیب علی الدوام پی دفع وقت و اهمال است

💡 چندی است کز وطن شده دور و، علی الدوام چون نی نوا کند ز غم نینوای تو

💡 شود شود که نهم دل بجست جوی وصال بدیده پویم و جویم علی الدوام ترا

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز