ظئر
مترادفها
تشنگی
لغت نامه دهخدا
ظئر. [ ظِءْرْ ] ( ع اِ ) زن شیردار که بچه دیگری را شیر دهد. دایه. || مهربان بر کسی از مردم و جز آن ( مذکر یا مؤنث ). و منه الحدیث: سیف القین ظئر ابراهیم بن النبی ( ص )و هو زوج مرضعته. ج، اَظْآر، اَظْؤُر، ظُؤار، ظُؤر ( ظُؤور )، ظُؤرة ( ظُؤورة )، ظُؤْرة. || رکن کوشک و ستون پهلوی دیوار که بدان قوت گیرد.
فرهنگ معین
(ظِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - زن شیردار که بچة دیگری را شیر دهد، دایه. ۲ - مهربان بر شخص و جز آن.
فرهنگ عمید
زنی که بچۀ دیگری را شیر می دهد، دایه.
ویکی واژه
زن شیردار که بچة دیگری را شیر دهد، دایه.
مهربان بر شخص و جز آن.
جمله سازی با ظئر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن بن ظئر، مکنی به ابی علی فارسی، معروف به ظهیر. مردی فقیه و لغوی و نحوی بود. آوردهاند که ظهیر در کتابها و فتواهای خود مینوشت الحسن النعمانی او میگفت «من نعمانی و از اولاد نعمان بن منذرم و مولدم دهی است، مشهور به نعمانیه (بین بغداد و واسط)، از آنجا به شیراز آمدم و به فارسی شهرت یافتم.» ظهیر مردی بود به فنون علوم و تفسیر قرآن از ناسخ و منسوخ عالم و در فقه و خلاف و کلام و منطق و حساب و هیأت و طب مبرز و در لغت و نحو و عروض و قوافی و روایت اشعار عرب و ایام ایشان و اخبار پادشاهان عجم و عرب چیرهدست بود. ظهیر در سال ۵۹۸ هجری قمری در قاهره درگذشت.