لغت نامه دهخدا
اشزر. [ اَ زَ ] ( ع ص ) کژچشم. مؤنث: شَزْراء. ( از مهذب الاسماء ). شَزْراء از چشمها؛ سرخ مانند چشم شیر و شخص خشمناک. ( از اقرب الموارد ). || لبن اشزر؛ شیر سرخ. ( از اقرب الموارد ).
اشزر. [ اَ زَ ] ( ع ص ) کژچشم. مؤنث: شَزْراء. ( از مهذب الاسماء ). شَزْراء از چشمها؛ سرخ مانند چشم شیر و شخص خشمناک. ( از اقرب الموارد ). || لبن اشزر؛ شیر سرخ. ( از اقرب الموارد ).