لغت نامه دهخدا
طارف. [ رِ ] ( ع ص ) مال نو. مال تازه. مال بهتر. خلاف تالد. ( آنندراج )( غیاث الغات ) ( مهذب الاسماء ). مال مستحدث. مال نو یافته را گویند. ( برهان ).
طارف. [ رِ ] ( ع ص ) مال نو. مال تازه. مال بهتر. خلاف تالد. ( آنندراج )( غیاث الغات ) ( مهذب الاسماء ). مال مستحدث. مال نو یافته را گویند. ( برهان ).
مال نو، مالی که تازه به دست آمده.
( اسم ) مال نو مال تازه مقابل تالد جمع: طوارف.
مال نو مال تازه مال بهتر
اسم: طارف (پسر) (عربی) (تلفظ: tāref) (فارسی: طارف) (انگلیسی: taref)
معنی: مال نو، مال تازه، مال تازه در مقابلِ تالد
طارف ( به عربی: الطارف ) یک شهر و شهرداری در الجزایر است که در ناحیه الطارف واقع شده است. طارف ۲۵٬۵۹۴ نفر جمعیت دارد.
مال نو، مال تازه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الطارف نام استان سیوششم کشور الجزایر است.
💡 روح من طارفی ریاض الوصل وصله غیر قابل للفصل
💡 زاهد اندر میان خوف و رجا عارف الحق طارفوق حجی