صندوقی

لغت نامه دهخدا

صندوقی. [ ص ُ / ص َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به صندوق. صندوق ساز. صندوق فروش. || بشکل صندوق. || آنچه بتوان آنرا در صندوق نهاد. درخور صندوق.

فرهنگ فارسی

صندوق ساز

جمله سازی با صندوقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز صندوقی پر از قرآن به است زانک صندوقی بود خالی بدست

💡 قصری که نهانخانه ی درد و غم تست صندوقی سینه ی منش دیوارست

💡 عجب نبود که صندوقی شکسته گردد از شیری عجب از چون تو شیر آید که در صندوق بنشستی

💡 باز صندوقی که خالی شد ز بار به ز صندوقی که پر موشست و مار

💡 چنین فرمود شان حُسنای مکّار که صندوقی بباید ساخت ناچار

💡 سینه، گر خالی ز معشوقی بوَد سینه نبوَد، کهنه صندوقی بوَد

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز