طالع میمون

لغت نامه دهخدا

طالع میمون. [ ل ِ ع ِ م َ ] ( ترکیب وصفی ) طالع سعد. طالع مسعود. طالع مبارک. بخت نیک. اختر فیروز:
همی فزونی جوید آواره بر افلاک
که تو بطالع میمون بدو نهادی روی.شهید بلخی یا پیروز مشرقی.با تو پیاده خواند جهان آفتاب را
تا تو شدی بطالع میمون سوار ملک.مسعودسعد.و آنگاه مثال داد تا روزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند. ( کلیله و دمنه ).
امشبم طالع میمون و بخت همایون بدین بقعه رهبری کرد. ( گلستان ).
همه دعوی طالع میمونش
در معانی بدیع برهان باد.؟

فرهنگ فارسی

طالع سعد طالع مسعود طالع مبارک

جمله سازی با طالع میمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به فر دولت وافی به عون نصرت کافی به سعد طالع میمون به لطف قوت ایمان

💡 با تو پیاده خواند جهان آفتاب را تا تو شدی به طالع میمون سوار ملک

💡 جام جهان بین جم به طالع میمون پر می وحدت کنم ز خم فلاطون

💡 نیک بختی که تواند به تو دیدن هر روز شادمان خسپد و بر طالع میمون خیزد

💡 بیمن طالع میمون و فال سعد رسید وزیر شاهنشانرا ز لطف حق پسری

💡 ملکت از فر خدائی دولتت منصور شد مشتری از طالع میمون تو مسعود باد

کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز