لغت نامه دهخدا
( صرفاً ) صرفاً. [ ص ِ فَن ْ ] ( ع ق ) محضاً. خالصاً. || تنها. فقط:صرفاً برای انجام این مقصود... صرفاً چنین است...
( صرفاً ) صرفاً. [ ص ِ فَن ْ ] ( ع ق ) محضاً. خالصاً. || تنها. فقط:صرفاً برای انجام این مقصود... صرفاً چنین است...
( صرفاً ) (صِ فَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) تنها، فقط.
۱ - خالصا: صرفا شیر است. ۲ - تنها فقط: صرفا با کار درست می شود.
[ویکی الکتاب] معنی صَرْفاً: برگرداندن - دفع (صرف به معنای برگرداندن چیزی است از حالی به حالی، و یا عوض کردن آن با غیر آن است )
معنی ضَرِیعٍ: نام نوعی از تیغها است که به آن شبرق هم میگویند، و اهل حجاز آن را وقتی خشک شد ضریع مینامند، و ناگوارترین و تهوعآورترین گیاه است که هیچ حیوانی آن را نمیخورد، و شاید نامیدن آنچه در آتش است به نام ضریع، صرفا از نظر شباهت در شکل و خاصیت بوده باشد.
معنی عَسَی: امید است - شاید -باشد که (کلمه عسی دلالت بر امید دارد، اما نه تنها امید گوینده بلکه هم در مورد امید خود گوینده استعمال دارد و هم امید مخاطب و هم در مقام مخاطب یعنی مقامی که جا دارد گوینده در برابر مخاطب صرفا اظهار امید کند نه اینکه به راستی خود او د...
ریشه کلمه:
صرف (۳۰ بار)
تنها، فقط.
💡 در سال ۲۰۱۴، استون مارتین تأیید کرد که مدل جدیدی از سری لاگوندا، صرفاً برای بازار خاورمیانه و به صورت فروش با دعوتنامه با نام لاگوندا تاراف تولید خواهد کرد؛ این خودرو در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، در کل به تعداد ۲۰۰ دستگاه تولید شد.[نیازمند منبع]
💡 پس از آغاز دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، بورقانی صرفاً به فعالیتهای مطبوعاتی در نشریات مختلف میپرداخت.