سانح

واژه «سانح» در لغت عربی و در منابع معتبر زبان فارسی به معنای رویداد، واقعه یا امری است که برای انسان رخ می‌دهد، خواه این رویداد دارای جنبه خیر باشد یا شر.  در کاربردهای گسترده‌تر، این واژه به هر نوع حادثه یا پیشامدی گفته می‌شود که در زندگی انسان ظاهر می‌گردد و می‌تواند شامل امور مثبت یا منفی باشد. در متون ادبی و تاریخی، این کلمه برای اشاره به وقایع غیرمنتظره و رخدادهای گذرا نیز به کار رفته است. از نظر جمع، واژه «سوانح» برای بیان مجموعه رخدادها یا وقایع به کار می‌رود که در زندگی انسان روی می‌دهد. در زبان امروز، کاربرد این واژه محدودتر شده و بیشتر در متون کلاسیک، لغت‌نامه‌ای و ادبی دیده می‌شود. همچنین در برخی متون عرفانی، سانح به حالاتی گفته شده که در مسیر سلوک معنوی برای سالک رخ می‌دهد و به صورت لحظه‌ای بر او وارد می‌شود. در لغت‌نامه‌های کهن مانند دهخدا، سانح در اصل به صیدی گفته می‌شود که از سمت چپ به راست تیرانداز عبور کند و در باور عرب جاهلی چنین صیدی نشانه‌ای مبارک و خوش‌یمن تلقی می‌شده است. در مقابل آن، واژه «بارح» قرار دارد که به صیدی گفته می‌شود که از راست به چپ عبور کند و معمولاً آن را شوم و بدشگون می‌دانستند. از این نگاه، «سانح» علاوه بر معنای فیزیکی خود، بار معنایی نمادین نیز پیدا کرده و به نشانه‌های خوش‌یمن و مثبت نیز نسبت داده شده است.

لغت نامه دهخدا

سانح. [ ن ِ ] ( ع ص، اِ ) صیدی که از جانب دست چپ بطرف دست راست تیرانداز درآید و این طور صید را مبارک دانند و بارح را که ضد این است شوم گویند. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( آنندراج ): العرب تتیمن بالسانح و تتشأم بالبارح و منه مثل: من لی بالسانح بعد البارح؛ ای بالمبارک بعد الشوم. ( منتهی الارب ): و در انتظار سانح و بارح و نازح وسارح ماند. ( سندبادنامه ص 259 ). || چیزی که ظاهر شود کسی را. ( غیاث ). || هر چیز که ظاهر شود کسی را از خیر و شر. ج، سوانح. ( از آنندراج ): هیچ واقعه نباشد از خیر و شر که سانح گردد. ( تاریخ بیهق ص 8 ). راه انقباض و بیگانگی مسدودباید داشت و هر آنچه سانح شود و حاجت افتد از انواع مقدورات التماس کردن. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 61 ).

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - واقعه (اعم از خیر و شر ) ج. سوانح. ۲ - انسان یا جانوری که از سمت راست شخص برآید. مق بارح. (?~سانحه (نِ حَ یا حِ ) [ ع. سانحة ] (اِفا. ) واقعه، رویداد.

فرهنگ عمید

هر واقعه و امری که برای انسان رخ بدهد، چه خیر باشد چه شر.

فرهنگ فارسی

ازطرف راست آمدن، مقابل بارح، حادثه، سوانح جمع
۱ - امری که برای انسان روی دهد ( اعم از خیر و شر ) واقعه جمع سوانح. ۲ - انسان یا جانوری که از سمت راست شخص بر آید مقابل بارح. توضیح: عرب سانح را به فال نیک و بارح را به فال بد میگرفت. ۳ - حالهایی که پس از سلوک اهل وصول را حاصل شود.

ویکی واژه

واقعه (اعم از خیر و شر)
سوانح.
انسان یا جانوری که از سمت راست شخص برآید. مق بارح. (?~سانحه (نِ حَ یا حِ)
واقعه، رویداد.

جمله سازی با سانح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک مهمانی بازیگران، کمبل مست کرده بود و در حالی که در ساعت ۴ صبح با خودروی خود به سوی منزل در حال رانندگی بود، دچار سانحه شد و جان باخت.

💡 ابوالحسن اصفهانی در اثر سانحه‌ای به زمین‌خورد و پس از بازگشت به کاظمین در شب نهم ذیحجه ۱۳۶۵ در ۸۱ سالگی درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب دفن شد.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز