لغت نامه دهخدا
زودرنجی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت زودرنج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
زودرنجی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت زودرنج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
حالت و کیفیت زود رنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افسردگی فصلی معمولاً از دوران جوانی شروع میشود و در بین زنان نسبت به مردان شایعتر است. بعضی از افرادی که دچار این اختلال هستند، نشانههای کم و نه چندان شدیدی مثل زودرنجی را به همراه خواهند داشت، در حالی که ممکن است سایر افرادی که دچار این اختلال هستند با نشانههای بدتر و شدیدتری همراه شوند و در روابط و کارشان اختلال ایجاد شود.