رسانی

لغت نامه دهخدا

رسانی. [ رَ / رِ ] ( حامص ) حاصل مصدر از رساندن و رسانیدن و معمولاًهمراه پیشاوندی بیاید، مانند: نامه رسانی و جز آن.
- نامه رسانی؛ عمل نامه رسان. شغل نامه رسان.
- || در اصطلاح اداری ایران به اداره یا دایره یا شعبه و قسمتی گویند که ابلاغ و ارسال نامه های اداره یا مؤسسه یا وزارتخانه را بعهده دارد.

فرهنگ فارسی

حاصل مصدر از رساندن و رسانیدن و معمولا همراه پیشاوندی بیاید.

جمله سازی با رسانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نامه و پیغام یقین واسطه محو است بر هرکه رسانی خبر از یار خبر شو

💡 بی سرو قدش آب ندارد چمن جان آن سرو روان را به چمن باز رسانید

💡 فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندش تا سرمه رسانید به مژگان بلندش

💡 گه رسانیده سحاب کرمم آب به آب گه فزون ساخته گنجور دلم غم بر غم

💡 رسولا خدا را به جایی که دانی چه باشد که از من پیامی رسانی؟

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز