دلداری
دلداری به معنای تسکین دادن یا آرام کردن کسی است که در حال تجربه احساسات منفی، غم، یا اضطراب است. این واژه به اقداماتی اشاره دارد که به منظور حمایت عاطفی و روحی از فردی که در شرایط سختی قرار دارد، انجام میشود. دلداری میتواند شامل گفتوگو، ابراز همدردی، و ارائه امید و تشویق باشد تا فرد احساس بهتری پیدا کند و بتواند با مسائل و مشکلات خود مواجه شود.
علاوه بر این، دلداری به معنای معشوق بودن و محبوب بودن نیز به کار میرود. در این زمینه، دلداری به ارتباط عاطفی عمیق و محبتآمیز بین دو نفر اشاره دارد که در آن یکی از طرفین به عنوان معشوق یا محبوب شناخته میشود و در دل دیگری احساس خاصی را ایجاد میکند.
مترادفها
تسلی، تسکین، آرامش
متضادها
ناامیدی، آزار
لغت نامه دهخدا
دلداری. [ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دلدار. معشوقگی. معشوق بودن. محبوب بودن
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. ) تسلی دادن، غم - خواری.
فرهنگ فارسی
۱ - معشوق بودن محبوب بودن. ۲ - دلیری شجاعت دلاوری. ۳ - تسلی دادن دلنوازی غمخواری.
جمله سازی با دلداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل بی لنگرم چون پا فشارد پیش دلداری که شوخی های او از جا درآرد کوه تمکین را؟
💡 ترا باشد به جای من همه کس مرا غیر از تو دلداری نباشد
💡 حجت بالغه آن مظهر لطف یاری کرد رو جانب آن زن ز پی دلداری
💡 من بیدلم ای نگار و تو دلداری شاید که بهر سخن ز من نازاری
💡 دلی کو چون تو دلداری ندارد بر اهل عشق مقداری ندارد
💡 مادر با کلمات محبتآمیز و آغوش گرم خود سعی داشت به فرزند خستهاش دلداری بدهد تا دوباره برای ادامه مسیر تلاش کند.
💡 در لحظات سخت و تلخ زندگی، داشتن دوستی که بتواند با کلام مهربان خود به ما دلداری بدهد، بسیار ارزشمند و نجاتبخش است.
💡 او سعی کرد با یادآوری موفقیتهای گذشته، به همکارش دلداری بدهد تا از ناامیدی و فروپاشی روحی در برابر شکستهای اخیر جلوگیری شود.