دخو

لغت نامه دهخدا

دخو. [ دَ خَو /خو ] ( اِ ) مخفف دهخدا. رجوع به دهخدا شود. || خطابی که برخی از مردم ساده دل قزوین را کنند.
دخو. [ دَ خَو / خو ] ( اِخ ) نام مستعار مؤلف این لغت نامه و امضاء وی ذیل مقالاتی که تحت عنوان «چرند و پرند» در روزنامه صوراسرافیل منتشر می ساخته است و نیزدر روزنامه شرف چاپ استانبول. رجوع به دهخدا شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص. ) ساده لوح، کودن.
(دَ ) (اِمر. ) دهخدا، کدخدا.

فرهنگ عمید

۱. دهخدا، کدخدا.
۲. (صفت ) مرد کودن و ساده لوح.

فرهنگ فارسی

نام مستعار علی اکبر دهخدا.
دهخدا، کدخدا، مردکودن وساده لوح
( اسم ) ۱ - دهخدا کد خدا ۲ - ( صفت ) ساده لوح کودن.

ویکی واژه

دهخدا، کدخدا.
نام مستعار علی‌اکبر دهخدا در روزنامه صوراسرافیل که ستون چرند و پرند را می‌نوشت.
ساده لوح، کودن.

جمله سازی با دخو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای پست گشته خصم تو، نامت بلند باد بدخواه تو بدست بلا مستمند باد

💡 خدای عرض شریف ترا بپرهیزد ز شر نیت بدخواه و طعنه بدگو

💡 هست بدخوی هر آنک که نکو دارد روی تونکو رو پس از آن روست که بدخو شده ای

💡 تو را جان بدخواه در گور قالب دچار فراوان عذاب مؤبد

💡 سرِ تو سبز باد و رویِ تو سرخ‌ آنکه بدخواه در عذابِ الیم‌

💡 حال بنده به کام بدخواهست اندرین حال بنده را مپسند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران