دریغ خواری

لغت نامه دهخدا

دریغخواری. [ دِ / دَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) دریغخوار بودن: تلهف. تحسر. تأسف. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به دریغ خوردن شود.

فرهنگ فارسی

دریغ خوار بودن. تحسر

جمله سازی با دریغ خواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گلم نبود تمنا از آن دریغ خورم که نیست بهره ازین گلشنم به جز خواری

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز