اژدها خو ی

لغت نامه دهخدا

اژدهاخوی. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ) تندخوی. زشت خُلق:
که این اژدهاخوی مردم خیال
نهنگی است کآورده بر ما وبال.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اژدها خو ی ) ( صفت ) تند خوی زشت خلق.

جمله سازی با اژدها خو ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دمتر ارابه‌ای به همراه یک جفت اژدهای بال‌دار و یک بسته بذر به او داد. او تمام زمین را پیمود و بذرها را از آسمان افشاند و به مردم کشاورزی آموخت.

💡 که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر

💡 در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹ میلادی) انیمیشنی با نام در در جستجوی اژدها: داستانی برای تو ساخته شده که داستان آن بر مبنای این بازی بود.

💡 چونکه میدان بر اژدها شد تنگ شه درآمد به اژدها چو نهنگ

💡 بی‌وای اژدها یک ستاره است که در صورت فلکی اژدها قرار دارد.

💡 که از گرگ و از اژدها و ز شیر به تیغ جهانجوی گرد دلیر

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز