خرمنگاه

لغت نامه دهخدا

خرمن گاه. [ خ ِ/ خ َ م َ ] ( اِ مرکب ) جای کوفتن خرمن. ( از ناظم الاطباء ). جرین. داس. بَیْدَر. ( منتهی الارب ):
تخم تا در زمین نماند سه ماه
بر از او کی خوری به خرمنگاه ؟سنائی.همچنین در ایام فرس آنرا کرج بوهین کره خوانده اند یعنی خرمنگاه کرج. ( از تاریخ قم ص 33 ). خبور؛ خرمنگاه گندم و مانند آن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) جایی که کشاورزان در آن جا غلة خود را خرمن می کنند.

فرهنگ عمید

قطعه زمینی سخت و هموار در کنار مزرعه که در آنجا گندم یا جو دروشده را به وسیلۀ خرمن کوب می کوبند تا کاه از دانه جدا شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جایی که خرمنها را برای کوبیدن در آنجا گرد کنند محل کوفتن خرمن.

ویکی واژه

جایی که کشاورزان در آن جا غلة خود را خرمن می‌کنند.

جمله سازی با خرمنگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز خرمنگاه شش گوشه نخواهی یافتن خوشه روان شو سوی بی‌سویان رها کن رسم شش سویی

💡 سری ز خاک برآور که کم ز مور نه‌ای خبر ببر بر موران ز دشت و خرمنگاه

💡 بدان مه ره برد آن کس که آید در این مه خوش به خرمنگاه روزه

💡 بشکست بازار زمین بازار انجم را ببین کز انجم و در ثمین آفاق خرمنگاه شد

💡 گفت: از خرمنگاه خدای که آن نه زیادت و نه نقصان پذیرد.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز