لغت نامه دهخدا
بطنی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بطن، شکم. || مادری، مقابل صلبی: برادر بطنی. خواهر بطنی.
بطنی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بطن، شکم. || مادری، مقابل صلبی: برادر بطنی. خواهر بطنی.
منسوب به بطن شکم. یا مادری مقابل صلبی: برادر بطنی. خواهر بطنی.
[ویکی الکتاب] معنی بَطْنِی: شکمم - درونم
ریشه کلمه:
بطن (۲۵ بار)ی (۱۰۴۴ بار)
منسوب به بطن، ویژگی خواهران یا برادرانی که فقط دارای مادر مشترک باشند. مقابل مادر صلبی.
💡 کاربردهای این دارو شامل آنتاگونیست کورار،داروی کمکی در تشخیص میاستنی گراویس،افتراق بین حملات میاستنیک و حملات کولینرژیک،تاکیکاردی پاروکسیسمال فوق بطنی است. این دارو در مواردی همچون انسداد مکانیکی دستگاه گوارش یا ادراری، برادیکاردی، هیپوتانسیون، هیپرتیروءیدیسم،حساسیت به داروهای آنتی کولین استراز،حساسیت به سولیفتها منع مصرف دارد.
💡 اسمولول در کنترل سریع پاسخ بطنی در بیماران دچار تاکی کاردی سوپراونتیکولار (فوق بطنی)، شامل : فیبریلاسیون دهلیزی یا فلوتر دهلیزی، در شرایط اورژانس نظیر اعمال جراحی به کار میرود.
💡 دستگاهی الکتریکی که با شوکهای الکتریکی خفیف، فیبریلاسیون بطنی یا دهلیزی را بی اثر میکند دفیبریلاتور یا تارلرزهبَر نام دارد.
💡 روی انّ الامّ تقول یوم القیمة لولدها: الم یکن لک بطنی وعاء؟ فیقول: بلی، فتقول: الم یکن ثدیی لک سقاء؟ فیقول: بلی، فتقول: یا بنیّ قد أثقلتنی ذنوبی فاحمل عنّی ذنبا واحدا، فیقول: یا امّاه الیک عنّی فانّی الیوم عنک مشغول.
💡 نواحی اصلی دارای نیام ضخیم ماهیچهای عبارتند از ناحیه بطنی شکمی، ناحیه پشتی کمر، و نواحی کفدستی و کفپایی.