اجدع

لغت نامه دهخدا

اجدع. [ اَ دَ ] ( ع ص ) نعت است از جدع. ( منتهی الارب ). گوش یا بینی یا لب بریده. ( زوزنی ). گوش بریده. ( تاج المصادر ). بینی بریده. ( تاج المصادر ). بریده بینی: انفک منک و ان کان اجدع. || دست بریده. || لب بریده. ( تاج المصادر ) ( منتهی الارب ). مؤنث: جَدْعاء. ج، جُدع.
اجدع. [ اَ دَ ] ( اِخ ) شیطان. ( منتهی الارب ).
اجدع. [ اَ دَ ] ( اِخ ) پدر مسروق که از کبار تابعیان است و عمربن الخطاب نام او بگردانید و عبدالرحمان نام داد.

فرهنگ معین

(اَ دَ ) [ ع. ] (ص. ) کسی که بینی وی رابریده باشند.

فرهنگ فارسی

بینی بریده، کسی که بینیش رابریده باشند
( صفت ) کسی که بینی وی را بریده باشند بریده بینی.
پدر مسروق که از کبار تابعیان است

ویکی واژه

کسی که بینی وی رابریده باشند.

جمله سازی با اجدع

💡 وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً این و الذین معطوف است بر الَّذِینَ یُنْفِقُونَ و سبب نزول این آیت آنست که مؤمنان گفتند: یا رسول اللَّه بنی اسرائیل بر خدای گرامی‌تر از ما بودند، چون گناهی ازیشان در وجود آمدی بامداد کفّارت آن گناه بر عتبه ایشان نبشته بودی که: «اجدع انفک، اجدع اذنک، افعل کذا»، یعنی: کفّارت ایشان آن بودی که بینی ببر، گوش ببر و امثال آن تا از آن گناه پاک شدندی.

💡 اجدعبرین (به عربی: إجدعبرین) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان کوره واقع شده‌است. اجدعبرین ۲٫۷۳ کیلومتر مربع مساحت دارد ۳۳۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.