فرهنگ معین
( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. )نک احضاریه.
( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. )نک احضاریه.
= احضاریه
( اسم ) ۱ - نامهای که بوسیل. آن کسی را بجایی فرا میخوانند. ۲ - ورقه ایست که مستنطق خطاب بمتهم برای حضور یافتن نزد وی در ساعات معین صادر میکند و در صورت عدم حضور دستور جلب او را صادر مینماید احضاریه.
اِحضارنامه
ورقه ای که طی آن دادگاه یا قاضی امر به حضور متهم یا مطلع یا گواه در دادگاه و مراجع قضایی می کند. احضارنامه در دو نسخه تنظیم و ارسال می شود؛ یک نسخه را احضارشده می گیرد و نسخۀ دوم را پس از امضا به مأمور ابلاغ تحویل می دهد. در احضارنامه نام و شهرت احضارشده، تاریخ، علت احضار، محل حضور و نتیجۀ عدم حضور باید قید شود. در جرایمی که مصلحت اقتضا کند، علت احضار و نتیجۀ عدم حضور در احضارنامه قید نخواهد شد. در مواردی که به واسطۀ معلوم نبودن محل اقامت، ابلاغ احضاریه ممکن نشود، متهم از طریق یک نوبت آگهی در روزنامۀ کثیرالانتشار یا محلی احضار می شود.
نامهای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.
نک احضاریه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک روز گفت کز پی خصمت ز محکمه احضارنامه رفته و هستیم در صدد
💡 اِحضار یا فَراخوانی دعوتی است رسمی، که از طرف مقام قضایی برای یک شخص جهت حضور در مرجع قضایی به عمل میآید. احضار از ماده «حضر» و در لغت بهمعنای حاضر کردن و فراخواندن میباشد. مقام قضایی جهت بازجویی، پاسخ به اتهام، ادای شهادت یا هر امر دیگری، مدعاعلیه یا نماینده او یا شاهد دعوی و مانند آنها را به وسیله احضارنامه یا احضاریه رسما و در زمان معین فرامیخواند.
💡 احضار متهم فقط به وسیلهٔ احضاریه یا احضارنامه (برابر فارسی فرهنگستان اول: خواستبرگ) صورت میگیرد؛ احضارنامه فرم ورقهای ویژهای است که به وسیلهٔ دادگاه خطاب به مظنون یا متهم یا شاهد به منظور حضور یافتن نزد دادگاه یا بازجو، همراه با قید زمان و مکان حضور صادر میشود و در شعبات بازپرسی، دادیاری و شعب دادگاه وجود دارند.
💡 به موجب تبصره ماده ۱۱۳ آ. د. ک الزامی بودن ذکر علت احضار و نتیجه عدم حضور را منوط به صلاحدید قاضی و به اقتضای مصلحت نمودهاست. مقصود از علت احضار در ماده مذکور آن است که باید دلیل کلی فراخوان شخص مانند عنوان اتهامی در احضارنامه ذکر شود، نه جهات جزئی مندرج در پرونده. از اینرو برای جلوگیری از هتک حیثیت باید به حداقل اکتفاء نمود.