اکتفاء

لغت نامه دهخدا

اکتفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگردانیدن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). نگون کردن. ( از مهذب الاسماء ). نگونسار ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ) ( از ناظم الاطباء ). || برگردانیدن خنور را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ). نگون کردن ظرف برای بیرون ریختن آنچه در آن است. ( ازاقرب الموارد ). نگون کردن اوانی. ( تاج المصادر بیهقی ). نگون کردن ظرف آب و مانند آن. ( آنندراج ). || بسنده کردن به چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از مهذب الاسماء ). کفایت کردن به چیزی و در این معنی معمولا در فارسی بصورت اکتفا یعنی بی همزه آخر بکار رود. ( از یادداشت مؤلف ). بسنده کردن. بس دانستن. بس کردن. بس شدن. اقتصار. به چیزی بسنده کردن. بر چیزی فروایستادن. اکتفاء کردن به. بسنده کردن به. قناعت کردن به. بس کردن به. ( یادداشت مؤلف ). بسنده نمودن به چیزی وگویند قانع و خشنود شدن بدان. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) بسنده کردن، کافی بودن. ۲ - (اِمص. ) بسندگی.

ویکی واژه

بسنده کردن، کافی بودن.
بسندگی.

جمله سازی با اکتفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «مُتَّکِئِینَ فِیها» ای جالسین فیها جلسة المتنعمین للراحة، «یَدْعُونَ فِیها بِفاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ» الفاکهة ما یوکل للذّة لا للغذاء «وَ شَرابٍ» یعنی: و شراب کثیر فحذف اکتفاء بالاوّل، ای یتحکّمون فی ثمارها و شرابها فاذا قالوا لشی‌ء منها: اقبل، حصل عندهم.

💡 بر اساس برخی نظریه‌های معرفت شناختی، بخش بزرگی از موانع خلاقیت مربوط به ایدئولوژی غیر خلاق است. این ایدئولوژی حاکی و ناشی از نوعی معرفت‌شناسی است که روال فکری خاصی را پیشنهاد می‌کند. به عنوان مثال ادوارد دوبونو نهادینه شدن تفکر خطی را موجب خشک شدن چشمه خلاقیت می‌داند. تفکر خطی، خود از نوعی معرفت‌شناسی ناشی می‌شود و به عقیده برخی کارشناسان به تفکر و منطق ارسطویی بازمی‌گردد. در منطق ارسطویی، بنا به مقتضای کژکارد تعریف جنس و فصلی، ذهن بر مبنای اکتفاء بر یافتن تعریف واحد، کمتر انگیزه برای واکاوی‌های جانبی پیدا می‌کند.

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز