ابلوک

لغت نامه دهخدا

ابلوک. [ اَ ] ( ص ) مردم منافق و دورنگ و فضول. ( برهان ):
بود از آن جوق قلندر ابلهی
مرد ابلوکی رغیبی بی رهی.شاه داعی شیرازی.رجوع به ابلک شود.

فرهنگ معین

( اِ ) (ص. ) منافق و دورنگ.

فرهنگ عمید

دورو، دورنگ، منافق.

ویکی واژه

منافق و دورنگ.

جمله سازی با ابلوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصرف داروی بتابلوکر مانند پروپرانولول، آتنولول، متوپرولول، کارودیلول و … و فشارخون بالا

💡 درمان با داروهای آنتی آریتمیک مانند دیگوکسین، پروپرانولول، بتابلوکرها، بلوک کننده‌های کانال کلسیم مانند وراپامیل، پروکائین آمید، کینیدین و… بستگی به نوع آریتمی و سایر شرایط بیمار دارد.

💡 در 21 دسامبر 1999، در انتخابات مجلس دوم (دوما)، به عنوان نامزد "یابلوکا"، به پتر شلیشچ شکست خورد و اعلام کرد که تصمیم به شرکت در انتخابات فرماندار سنت پترزبورگ گرفته است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز