لغت نامه دهخدا
( آغش ) آغش. [ غ ُ ] ( اِ ) مخفّف آغوش.
( آغش ) آغش. [ غ ُ ] ( اِ ) مخفّف آغوش.
( آغش ) آغش و هادان در زمان کیخسرو حاکم گیلان طبرستان بود. وی در جنگ ایران و توران با [ شیده ] پسر افراسیاب و [ گرسیوز ] برادر او بجنگید و پیروز شد. مرداویج بن زیار نسب خود را به آغش می رساند.
( اسم ) ۱ - میان دو دست فراهم آورده چون از آن دو دایره واری سازند بغل. ۲ - آن مقدار از گیاه چوب کاغذ و مانند آن که به آغوش توان برداشت بغل: یک آغوش. یا به آغوش کشیدن. در میان دو دست فراهم آوردن بخود چسبانیدن کسی یا چیزی را. یا به ( در ) آغوش گرفتن.
مخفف آغوش
غُ
آغوش، بغل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به سرخ و سیاه، همسر شهرآشوب، روزی روزگاری در آمریکا، زامبی ۲، باران ارغوانی، مادام کاملیا، الماسهای آغشته به خون و چرخند اشاره کرد.
💡 محلول رقیق الکل که با «مخمر سرکه» آغشته شده باشد، در یک محیط گرم هوادار، طی چند ماه به سرکه تبدیل میشود. روشهای صنعتی تولید سرکه، با افزایش تأمین اکسیژن برای باکتری، این فرایند را تسریع میکنند.
💡 ز خون و ز خوی خاک آوردگاه شد آغشته تا پشت ماهی و ماه
💡 از آب اکسیژنه میتوان برای شستشو و ضدعفونی جراحات سطحی استفاده نمود. در این صورت فرمول توصیه شده باید حداکثر ۵٪ باشد. تکه ای پنبه را به محلول آغشته کرده و به آرامی روی قسمت آسیب دیده بکشید.
💡 گر شیر نهای مگذر ازین بیشهٔ شیران آغشته به خونند در این بیشه دلیران
💡 "ورزش آلمان تنها یک وظیفه دارد: تحکیم خوی مردم آلمان، آغشتن آن با روح جنگندگی و همراهی استواری که در نزاع اش برای بقا بدان نیاز دارد."