یک سلاح سبک و خودکار بریتانیایی محسوب میشود، به واسطه طراحی ساده و قابلیت تولید انبوه، نقشی محوری در تجهیز نیروهای متفقین ایفا نمود. این مسلسل از فشنگ استاندارد ۹ میلیمتری پارابلوم بهره میبرد؛ کالیبری که به دلیل استفاده گسترده در تپانچههای رایج اروپایی، لجستیک مهمات را برای نیروهای متخاصم و مقاومت آسان میساخت. استن با داشتن خشاب نسبتاً بزرگ ۳۲ تیری و نرخ آتش تقریبی ۵۰۰ گلوله در دقیقه، تعادلی مؤثر میان قدرت آتش و قابلیت حمل ایجاد میکرد. ساختار این سلاح به قدری ارزان و سرراست طراحی شده بود که تولید میلیونها قبضه از آن در کارخانجات مختلف، به یک دستاورد صنعتی بزرگ در دوران جنگ تبدیل شد.
نام این سلاح نمادی از همکاری میان طراحان و محل ساخت آن است. استن مخففی است که از حروف اول نام طراحان آن، سرلشکر رژیونالد ولزلی شپرد (Shepherd) و جوزف اسمیت شپرد ترپین (Turpin)، به همراه حروف «EN» که نماینده شرکت اسلحهسازی سلطنتی انفیلد (Royal Small Arms Factory, Enfield) است، گرفته شده است. پس از ورود به خدمت نیروهای مسلح بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم و سالهای پس از آن، استن صرفاً یک سلاح سازمانی باقی نماند؛ بلکه بخش عظیمی از تولیدات آن از طریق عملیاتهای مخفی به دست گروههای مقاومت در سراسر اروپا رسید. این مسلسل به نمادی از مبارزه چریکی و پایداری در برابر اشغال تبدیل شد و در عملیاتهای پارتیزانی کاربرد حیاتی داشت.
( آستن ) آستن. [ ت ِ ] ( اِ ) آستین. آستی. کُم:
روح اﷲ ار زآستن مریم آمده ست
صد مریم است روح ترا اندر آستین.کمال اسماعیل.کلیم از ید بیضا همین قَدَر لافد
که دست زآستن پیرهن برون آرد.شفائی.
استن. [ اَ ت َ ] ( مص ) هستن. مصدر مفروض که زمان حال آن صرف شود اینچنین: استم، استی، است، استیم، استید، استند. و گاه بجای آنها: ام، ای، است، ایم، اید، اند بکار برند. و نیز مشتقات این مصدر در آخر صیغ از ماضی مطلق درآید: ستم.
استن. [ اُ ت ُ ] ( اِ ) مخفف استون. ستون. ( جهانگیری ). رکن. ( غیاث ) ( انجمن آرا ). اسطوانة. ستون عمارت. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ). پالار. ( برهان ). عماد:
گریه ابرست و سوز آفتاب
استن دنیا همین دو رشته تاب.مولوی.استن این عالم ای جان غفلت است
هوشیاری این جهان را آفت است.مولوی.استن حنانه از هجر رسول
ناله میزد همچو ارباب عقول.مولوی.معجز موسی و احمد را نگر
چون عصا شد مار و استن باخبر.مولوی ( از جهانگیری ).استن من عصمت و حفظ تو است
جمله مطوی یمین آن دو است.مولوی.هر ستونی اشکننده آن دگر
استن آب اشکننده هر شرر.مولوی.جبرئیلی را بر اُستن بسته ای
پروبالش را به صد جا خسته ای.مولوی ( مثنوی دفتر 3 ص 24 ).استن حنانه آمد در حنین.مولوی.رجوع به اساطین شود.
استن. [ اَ ت َ ] ( ع اِ ) بیخ درخت پوسیده. استان. یا درختی که در بیخ آن تفرق و پراکندگی باشد و از دور بر شکل کالبد مردم نماید. استنه، یکی استن. ( از منتهی الارب ).
استن. [ اِ ت ِ ] ( اِ ) ( اصطلاح فیزیک ) واحد قوه ایست در سلسله ام. ت. اِس. و آن قوه ایست که چون بر جرم یک تن وارد آید آنرا دارای واحد شتاب این سلسله کند.
استن. [ اُ ت ُ ] ( اِخ ) بقولی نام یکی از حکام قدیم طبرستان و برخی استندار و استنداریه را از آن مشتق دانند. رجوع به استندار و سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 26 بخش انگلیسی شود.
استن. [ اِ ت ِ ] ( اِخ ) ژان. نقاش هلندی، مولد لیدن ( 1626 - 1679 م. ). او در نقاشی های خود مستان و عربده جویان و صحنه های هزل آمیز را تجسم داده است.
(اَ س ِ تُ ) [ فر. ] (اِ. ) = استون: مایعی است بی رنگ، فرار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استات ها به دست می آید و مانند یک حلال بکار می رود.
(اُ تُ ) (اِ. ) = استون: ستون، رکن.
( آستن ) = آستین
= ستون: استن این عالم ای جان غفلت است / هوشیاری این جهان را آفت است (مولوی: ۱۱۸ ).
واحد اندازه گیری نیرو در اصول m.t.s، برابر ۱۰۸ دین یا هزار نیوتن.
( اسم ) ستون رکن استوانه پالار عماد.
کرسی اوپرن
اِستِن (Sten)
مسلسل سبک بریتانیایی. از فشنگ ۹میلی متری مخصوص تپانچه استفاده می کرد که در سراسر اروپا رایج بود؛ خشابی ۳۲ تیری داشت و در حدود ۵۰۰ تیر در دقیقه شلیک می کرد. سلاحی ارزان و با ساختِ آسان بود که میلیون ها عدد از آن نیز تولید شد. نیروهای مسلح بریتانیا در جنگ جهانی دوم و پس از آن، به این نوع مسلسل مجهّز شدند و تعداد زیادی از آن را نیز به گروه های مقاومت در سراسر اروپا دادند. استن را دو افسر با نام های شپرد و ترپین ساختند و نام این مسلسل از حروف اول لاتینی نام آن دو و «ای ان» (EN) انفیلد، کارخانۀ اسلحۀ کوچک سلطنتی، گرفته شده است. نوع بی صدای آن را نیز برای استفادۀ تکاوران و مأموران مخفی ساخته اند.
استون: مایعی است بی رنگ، فرار، سریع التبخیر و قابل اشتعال، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استاتها به دست میآید و مانند یک حلال بکار میرود.
استون: ستون، رکن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین حدیثی که در تأییدِ امامتِ علی به آن استناد میشود، حدیث غدیر است.
💡 از آن کاهش نصیب دشمنش جان کاستن بادا وزان افزایش او را تا قیامت زینت افزایی
💡 صغیر از اشتیاق کوی او دارد همان افغان که در هجر نبی از استنحنانه پیدا شد