تاکردن

تاکردن

کلمه‌ی «تاکردن» در فارسی به معنای «خم کردن، پیچاندن، جمع کردن یا منحنی شکل دادن چیزی» است. این واژه از فعل «کردن» به همراه پیشوند «تا» تشکیل شده است که «تا» در اینجا نشان‌دهنده حرکت یا تغییر شکل است. تاکردن معمولاً برای اشیاء قابل انعطاف یا شکل‌پذیر به کار می‌رود، مانند تاکردن طناب، پارچه، سیم یا کاغذ. در کاربرد ادبی و محاوره‌ای، این اصطلاح می‌تواند به معنای جمع کردن یا به حالت خاص درآوردن چیزی نیز باشد. این فعل بر تغییر شکل فیزیکی تاکید دارد و با خم کردن یا پیچ دادن مرتبط است، مثلاً در صنایع دستی و هنرهای سنتی، این عمل نقش مهمی دارد. از نظر معنایی، تاکردن با واژه‌هایی مثل خم کردن، پیچاندن، جمع کردن و شکل دادن هم‌معنی است. این واژه معمولاً در محاورات روزمره و متون فنی و هنری کاربرد دارد. این واژه به خودی خود بار مثبت یا منفی ندارد و صرفاً وصف عمل تغییر شکل است.

لغت نامه دهخدا

تا کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دولا کردن. خمانیدن. دوتو یا چندتو کردن. خم کردن. مایل کردن. تاکردن جامه، قالی، لحاف و جز آن؛ به چندلا کردن آن: جامه ها را تا کرد. از بسیاری ورم، زانوها رانمیتوانم تا کرد. رجوع به «تا» شود. || رفتار. سلوک. معامله: خوب تا کردن با کسی یا بد تا کردن با کسی؛ با او حسن معامله یا سوء معامله داشتن.

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) رفتار کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )عمل کردنرفتار کردن: (( با هر کسی یک طور باید تا کرد. ) ) یا خوب تا کردن. خوب رفتار کردن با کسی.
دولا کردن خمانیدن ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تا کردن به برگرداندن و روی هم قرار دادن لباس و مانند آن گفته می شود. از آن به مناسبت در باب صلاة یاد شده است.
تا کردن لباس مستحب است.

ویکی واژه

piegare

جمله سازی با تاکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس جز سلام روا نبود؛ اما دست بوسه دادن و پشت دوتاکردن و سر فرود آوردن، این همه نشاید، مگر که سلطان عادل را یا عالم را یا کسی را که به سبب دینی مستحق تواضع بود. و بعضی از سلف مبالغت کرده اند و جواب سلام ظالمان نداده اند تا استخاف کرده باشند بر ایشان به سبب ظلم.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز