اجزای غذا

مترادف‌ها

مواد تشکیل‌دهنده، ترکیبات

فرهنگستان زبان و ادب

{food ingredients, ingredients} [تغذیه] اجزایی که ترکیب محصول غذایی را تشکیل می دهند متـ. اجزا

ویکی واژه

اجزایی که ترکیب محصول غذایی را تشکیل می‏دهند

جمله سازی با اجزای غذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باز من اگر در گرنج خواستن الحاح کردم، گرنج زیادت یافتم و شکر و روغن بیشتر گرفتم و از گریستن، رطوبات زجاجی و ملحی به حکم قوت غریزی منحل و مضمحل شد. دماغ صافی و چشم روشن گشت و تا درین بودم، گرنج بیاسود و شکر و روغن بر وی کردم تا معتدل مزاج شد و سریع الهضم گشت و اجزای شکم به حکم لطافت اجزای غذا لطیف گردانیدم تا حواس را صافی و دماغ را قوی کند. نتایج بدخویی من این بود، باز نتایج و ثمرات اندیشه تو ضعف حاسه بصر است و نقصان جوهر دماغ و استیلای برودت و یبوست و تلاشی قوت و فتور اجزا و سستی اعصاب و اعضا و کوتاهی عمر و مذمت مردمان درین جهان و عقوبت و سخط یزدان در آن جهان و ذخیره عواقب وخیم و عذاب الیم. اکنون بدخوی و نادان تویی یا من؟ مرد لشکری حاذق و زیرک بود، چون این مقالات معقول و دلالات مشروع بشنید، عجب داشت و گفت:

💡 آشپزی چینی به آشپزی ای گفته می‌شود که در کشور چین مرسوم بوده‌است. از ویژگی‌های خاص این آشپزی می‌توان به خرد کردن اجزاء غذا به‌طوری‌که هنگام صرف غذا به بریدن آن‌ها نیاز نباشد، کم پختن اجزاء غذا و طبخ جداگانه اجزای غذا خصوصاً سبزیجات اشاره کرد. آشپزی در مناطق مختلف چین به شیوه‌های متفاوت انجام می‌شود.

💡 برای حفظ سلامت بدن و پیشگیری از بیماری‌های مزمن، بسیار مهم است که بدانیم اجزای غذا شامل چه میزان پروتئین، ویتامین و مواد معدنی است.

💡 متخصصان تغذیه همواره توصیه می‌کنند که در انتخاب وعده‌های غذایی، دقت کافی به اجزای غذا و کیفیت مواد اولیه به‌کار رفته در آن‌ها شود.

💡 شناخت دقیق اجزای غذا به شما کمک می‌کند تا بتوانید رژیم غذایی شخصی‌سازی شده‌ای را متناسب با نیازهای بیولوژیک بدن خود طراحی کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران