التقام

لغت نامه دهخدا

التقام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فروخوردن لقمه را. ( منتهی الارب ). بگلو فروبردن. ( ترجمان عادل بن علی ). اوباریدن: گفت آن مروارید را التقام کرده ام شکم او بشکافتند و حبوب مروارید از آنجا برداشتند. ( جهانگشای جوینی ). و جمله نهمت خویش به التقام اغذیه نظیف مقصور گردانیده. ( سندبادنامه ص 206 ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) فرو بردن، اوباردن، به دم در کشیدن.

فرهنگ عمید

۱. فروبردن لقمه.
۲. باسرعت لقمه در دهان نهادن و فروبردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو بردن اوباردن بدم درکشیدن.

ویکی واژه

فرو بردن، اوباردن، به دم در کشیدن.

جمله سازی با التقام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ» ای رمیناه بالمکان الخالی عن الشجر و النبات و البناء. و قیل: «العراء» الساحل و قیل: وجه الارض. «وَ هُوَ سَقِیمٌ» مریض ممّا ناله من التقام الحوت فصار کبدن الاطفال فی الرّقة و الضّعف. و قیل: کالفرخ الممعطّ.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز