لغت نامه دهخدا
تخم مرغی. [ ت ُ م ِ م ُ ] ( ص نسبی ) بیضی. بشکل تخم مرغ. چون تخم مرغ از حیث شکل: کلاه تخم مرغی. || در تداول به فروشنده تخم مرغ هم اطلاق میشود.
تخم مرغی. [ ت ُ م ِ م ُ ] ( ص نسبی ) بیضی. بشکل تخم مرغ. چون تخم مرغ از حیث شکل: کلاه تخم مرغی. || در تداول به فروشنده تخم مرغ هم اطلاق میشود.
به شکل تخم مرغ، شبیه تخم مرغ، بیضوی، بیضی.
بیضی بشکل تخم مرغ چون تخم مرغ از حیث شکل: کلاه تخم مرغی. یا در تداول به فروشند. تخم مرغ هم اطلاق شود.
{ovate, egg-shaped} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی شبیه به برش طولی تخم مرغ در گیاهان که یک سر آن پهن تر از سر دیگر باشد متـ. تخم مرغ وار ovoid
شکل تخم مرغی یا خاگی عبارت است از یک خم بسته در صفحه که شکلی نزدیک به هندسهٔ یک تخم مرغ دارد. عبارت تخم مرغی خیلی دقیق نیست اما در بحث های هندسه تصویری و رسم فنی ابعاد دقیق تری برای آن ارائه شده است حتی ممکن است یک یا دو محور تقارن نیز برای آن تعریف شود. در مجموع هر شکلی که تداعی گر هندسهٔ یک تخم مرغ باشد به آن تخم مرغی گفته می شود.
ویژگی بخش یا اندامی شبیه به برش طولی تخممرغ در گیاهان که یک سر آن پهنتر از سر دیگر باشد
💡 خلهخله خلتمه به، سوا گلیم یمرتمه به با برابرهای فارسی خاله خاله عیدی من را بده، فردا نیز میآیم تخممرغی بده خلهخله خلته گلده، اینچنه کلچه گلده، خاله خاله عیدیم را بده، کیسهای آمد کلوچهای بگذار
💡 آبی تخممرغی که به آن آبی پوست تخممرغ نیز میگویند، سایهای از فیروزهای (رنگ آبی مایل به سبز) است که تقریباً به سایه تخمهای گذاشتهشده توسط سینهسرخ آمریکایی است.
💡 در هندسه، ابر خاگی یا ابر تخممرغی یک جسم حاصل از دوران است که با چرخش یک ابربیضی با توان بزرگتر از ۲ حول طولانیترین محور خود به دست میآید.
💡 گلها فانوسی شکل و آویخته به رنگهای زرد و قرمز یا صورتی با برگهای تخممرغی شکل کشیده و لبههای دندانه دار سبز رنگ که در بعضی ارقام با لکههای زرد رنگ مشاهده شده است، بسیار چشمگیر و هیجانانگیزند.
💡 بیرونیترین لایهی بخش قشری، زونا گلومرولوزا نام دارد. این لایه درست در زیر کپسول فیبری قرار گرفته است. سلولهای این لایه که در گروههایی تخممرغی شکل قرار گرفتهاند، توسط تورتیغهی بافت همبند از کپسول فیبری و مویرگهای وسیع حملکننده جدا میشوند.