برگک

برگک

لغت نامه دهخدا

برگک. [ ب َ گ َ ] ( اِ مصغر ) مصغر برگ. برگ کوچک. برگچه. رجوع به برگ شود.

فرهنگ فارسی

مصغر برگ برگ کوچک.

فرهنگستان زبان و ادب

{bracteole} [زیست شناسی] اندامی شبیه به برگ در قاعدۀ گل در یک گُل آذین که برگه آن را احاطه کرده است
{chips} [علوم و فنّاوری غذا] ورقۀ نازک خشک شدۀ سیب زمینی و میوه

دانشنامه عمومی

در گیاه شناسی برگک ( به انگلیسی: Bract ) به ساختارهایی فلسی یا برگ مانند گفته می شوند که با ساختارهای زایشی مانند گل، محور گل آذین یا فلس مخروط همراه هستند. اغلب از برگ های رویشی متفاوتند. ممکن است اندازه آنها متفاوت باشد یا رنگ، شکل و بافت متفاوتی داشته باشند. همچنین با بخش های دیگر گل مانند کاسبرگ و گلبرگ نیز تفاوت دارند.
چنانچه دولپه ای ها دارای برگک هایی باشند، معمولاً روی یک دمگل به طور متقابل قرار می گیرند اما در تک لپه ای ها ممکن است تنها یک برگک وجود داشته باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:برگه (۱)

برگک

جمله سازی با برگک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزد برگک تر سر از شاخ خشک پر از مشک شد زلفک بیدمشگ

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز