اوساخ
کلمه اوساخ واژهای عربی است و جمع کلمه وَسَخ میباشد. در زبان عربی و فارسی، وسخ به معنای چرک، آلودگی و ناپاکی است. بنابراین، اوساخ به معنی «چرکها» یا «ناپاکیها» بهصورت جمع به کار میرود. این واژه در متون دینی، ادبی و پزشکی قدیم نیز دیده میشود و معمولاً برای اشاره به آلودگیهای جسمی یا اخلاقی استفاده میگردد.
در فارسی، این واژه بیشتر در زبان رسمی و متون کهن به کار رفته است. مثلاً در کتابهای اخلاقی یا عرفانی، گاهی از «اوساخ دل» سخن گفته میشود که کنایه از آلودگیهای درونی انسان است. در معنای ظاهری نیز، این واژه برای اشاره به چرک بدن، آلودگی لباس یا محیط به کار میرفته است و نشاندهنده بینظافتی یا عدم پاکی بوده است.
علاوه بر معنی ظاهری، این کلمه در متون اخلاقی و عرفانی نماد آلودگی روح و ناپاکی درون است. عارفان و نویسندگان قدیم از این واژه برای توصیف صفات ناپسند مانند حسد، خشم یا حرص استفاده کردهاند و معتقد بودند که انسان باید از اوساخ درونی خود پاک شود تا به صفای باطن برسد.
مترادفها
کثافت، نجاست، پلیدی
متضادها
پاک، تمیز
لغت نامه دهخدا
اوساخ. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسَخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). چرکها و ریم ها. ( غیاث اللغات ):
بعد یک ساعت درآورد از تنور
پاک و اسپید و از آن اوساخ دور.مولوی.
فرهنگ معین
( اُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ وسخ، چرک ها.
فرهنگ عمید
= وسخ
فرهنگ فارسی
چرکها، چرکیها، جمع وسخ
( اسم ) جمع وسخ چرکها شوخها.
ویکی واژه
جِ وسخ؛ چرکها.
جمله سازی با اوساخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دل ز زرق و ریا پاک نیست ای صوفی چه سود دلق ریا پاک شستن از اوساخ
💡 گازر تقدیر او از قرص خور در طشت چرخ هر سحر میشوید از اوساخ رخت روزگار
💡 سر دوم تطهیر دل است از آلایش و نجاست بخل که بخل در دل چون نجاستی است که سبب ناشایستگی اوست قرب حضرت حق را، چنان که نجاست ظاهر سبب بعد اوست از نماز و آن نجاست بخل پاک نشود الا به خرج کردن مال و بدین سبب زکوه که نجاست بخل را ببرد، چون آبی است که بدو نجاست شسته آید و برای این است که زکوه و صدقه بر رسول و اهل بیت او حرام است که منصب وی را از اوساخ اموال مردمان صیانت کرده اند.
💡 من از تو گریزانم ازیرا که روا نیست گر صاحب تقوی نه ز اوساخ گریزد